دزدکی بوسیدمت ،از روی عکست بارها
دست و پا گم می کند ، قلبم ،در این تکرار ها
هی نگاهت میکنم،هی از تومی پرسم، چرا؟
بی تو سردرگم شدم،من پشت این دیوارها
دزدکی بوسیدمت،با طعمصد دلواپسی
من خیالاتی شدم ،در ب
برچسب:
نویسنده: کوروش امینی
تاريخ: پنجشنبه
9 اسفند
1397 ساعت: 14:48